تبليغاتX
دوست من سلام

دوست من سلام

علمی-ادبی-آموزشی

مناجات

خدایا! اگر از جلال تو هم غافل بمانیم جمال خیره کننده ات مجال تخطی نمی دهد و اگر از خوف تو را هم به

نسیان بسپاریم شرمساری نعمات بیکرانت دست و دل را در انجام گناه می لرزاند.

خدایا! شیطان و نفس به هم دست داده اند تا بندگان خوب تو را زمین بزنند.

بی مساعدت تو مقاومت ممکن نیست.

خدایا! در این وانفسای «کل حزب بما لدیهم فرحون» روشنای هدایت هر لحظه ات را از ما دریغ نکن و

هواهایمان را مانع دیدار روشنایی مساز.

خدایا! الفبای معنویت را به کتاب های قطور و میان تهی حیاتمان بازگردان.

آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390 ساعت 11:24 توسط دانشجو |


پیامک ماه محرم

راه حسین، کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.
——
خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است.
——
حسین، میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.
——
عاشورا، عاشقانه ای آرام در قلب واقعه کربلاست.
——
حسین، زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند.
——
عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.
——
عاشورا، عرضه اثبات ظفرمندی انسان خداگونه بر سپاه ابلیس است.
——
حسین، تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معنای امامت است.
——
عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.
——
عاشورا، شراره عشق حق است که بر جان عاشقان حسین فرو می ریزد.
——
ای خدا! جوششِ چشمه های عاشورا را در قلب ما جاری کن، و دل های ما را از زلال مهرش سیراب گردان.
——
محرم، ماه محرم شدن در پیشگاهِ خدا و مَحرم شدن، با حسینیان است.
——
عاشورا، انفجاری از نور بود و تابشی از حق، که بر اندیشه ها تجسم کرد.
——
عاشورا، قرارگاه عشق است و پناهگاه عاشقان. کیست که از این معبر عبور کند و قرار و پناه نگیرد؟
——
عاشورا، تکلیف است و عاشورایی شدن عمل به تکلیف.
——
هیچ نقطه ای در هویت هستی نیست که از حرکت و شعر و شعور عاشورایی خالی باشد.
——
عاشورا، از جاذبه ها دل کندن و به جذبه دوست رسیدن است.
——
محرم، ماه تجدید حیات بشریت است.
——
عاشورا یک نیم روز بیش نیست که در آن، شهادت به روشنی بر سر تکلیف خویش ایستاده است.
——
شهادت، طرحِ کربلاست و اسارت، شرح آن!
——
این شمعِ وجودِ حسین است که محفلِ محرم را پیوسته روشن نگاه می دارد.
——
حسین، نام آورترین نام و نامدارترین سردار بر چکاد روشنی هاست.
——
حسین، تندیس ایمان و عشق الهی است.
——
عاشورا، مجمعِ عمومی حماسه سازان هستی است.
——
حسین(علیه السلام) ، آرزوی جویندگان و آبروی یابندگان است.
——
محرم، حریم حرم خدا و حرمت سنت حسین(علیه السلام) است.
——
کربلا، عمیق ترین زخمی است که بر پیکر زمین نشسته، و رساترین فریادی است که در دهلیز تاریخ پیچیده است.
——
نخل ها، از سنگینی داغ تبار علی(علیه السلام) خمیده اند.
——
حسین(علیه السلام) ، حماسی ترین شاهنامه جهان است.
——
عاشورا، بغضِ گریه را می شکند و جام سینه را از خون لبریز می کند.
——
محرم، ماه آمیختگی با حسین و آموختگی از حسین است.
——
محرم، تنها ماهی است که در تقویم ها با سرانگشت خونین ورق می خورد.
——
تاسوعا، مقدمه جان‌فشانی و عاشورا، سرفصل دلباختگی در محضر حسین(علیه السلام) است.
——
برای شناخت و معرفت حسین(علیه السلام) ، باید از مرزِ تاسوعا و عاشورا گذشت.
——
حادثه عاشورا، کمر تاریخ را شکست و ماندگارترین باور را بر پهنه زمان نگاشت.
——
در نهمین منزل از ماه عاشقی، سیل اشک را به میهمانی خون دلِ دهمین منزل فرا می خوانیم.
——
کربلا چرا تشنه ای؟ این اشک زلال و شیرین نسل هاست که قطره قطره بر پهنای گونه دلت می بارد.
——
محرم، سیاه پوش لحظه های عاشوراست.
——
نام حسین(علیه السلام) را مشعل راهمان می کنیم تا در بیراهه های پرپیچ و خم گمراهی، گم نشویم.
——
خون حسین(علیه السلام) و یارانش، قبله نمای کمال و سعادت است.
——
امروز، درِ بوستان‏سراىِ عاشورا، با مقتل‏خوانىِ گریه گشوده مى‏شود؛ پس «اى اشک‏ها بریزید».
——
آسمان نینوا، در محضر این همه خون، از وسعت آبىِ خویش شرمسار است.
——
عاشورا، جاده‏اى پر عبور براى عاشقانه‏هاى جگرسوزِ آب است.
——
امروز، دل‏ها در حُسن‏ ختام زیارت عاشورا، سجده سجده در خون افتاده‏ اند.
——
نگاه کن؛ حنجره قتلگاه، روبه‏روى آتش بوسه‏ها چه پاسخى دارد: «این کشته فتاده به هامون حسین توست».
——
قدم به قدم، صداى «یا حسین» در کربلا کاشته شده است؛ مراقب باشیم روىِ حُرمت لاله‏ها پا نگذاریم!
——
پررنگ‏تر از خون، حدیثى در عاشورا نوشته نشده است که دل‏هاى کربلایى آن را بخوانند.
——
عطر تربت کربلا بر دوش قلم‏هاى عاشورایى نشسته است تا بنویسند: لبیک یا حسین!
——
عاشورا، صحن مطهرى بود که اذن دخول آن، خون عباس(علیه السلام) است و توسل به باب الحوائج، کلید ارتباط با فلسفه عاشورا.
——
عاشورا، تولد دوباره حیات آدمیّت و حماسه جاودان عشق و تجلّی زیبای توحید است.
——
عاشورا، نقطه اوج ادای امانت انسان است. عاشورا، نمایش قدرتِ روح در کوران حوادث و نشانه آرامش در توفان بلاهاست.
——
عاشورا، تجلی‏گاه آرامش و اطمینان نفوس مطمئنه است، مشعل فروزانِ معرفت، فرا روی انسان‏ها است.
——
عاشورا، آینه‏ای است که تمامی مفاهیم انسانی را با ابعاد حقیقی‏اش در خود متجلّی ساخته است.
——
عاشورا، رستاخیزی است که پرده از چهره همه زشتی‏ها می‏کشد و پلیدان را رسوا می‏سازد.
——
عاشورا، گلستانی است با سَروْهای سرخ شهادت و نخل‏های ارغوانی ایثار و خون، و دانشگاهی است که هر سالک الی اللّه‏ باید آن را ببیند.
——
عاشورا، طراوت جاودانه روح انسان، تجلّی یاد خدا، و جدا کننده نور و ظلمت از هم است.
——
آری! از آن زمان که فریاد سرخ خون از گلوی عاشورا برخاست، پژواکی در قله‏های بلند اعصار و قرون در افتاد که تا آن سوی مرز ابدیّت طنین افکند و در سینه سوزان عاشقان ایثار و شهادت جاودانه شد.
——
حنجره ها را بگشایید و نفس ها را فریاد کنید، تا سکوت کفر، عاشورا را در خود نبلعد.
——
در کربلا، بهترین مسافران در بهترین مسافرتها، شهادت را به بهای حق دریافتند.
——
بار حسرت عطش خاندان رسول، اکنون نیز در میان سینه فرات می جوشد و بی تابش میکند.
——
چشم حق بین و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراییان است.
——
عاشورا، مبدئی دوباره برای جان گرفتن اسلام است.
——
تاریخ عاشورا، مسلمانان واقعی را معرفی کرد و نقاب از چهره ها برداشت.
——
نهضت عاشورا، سیرابی حقیقت و پاسداری از امر به معروف و نهی از منکر است.
——
عاشورا کشتاری خونین نیست، بلکه حقیقتی راستین برای جهانیان است.
——
آن‌گاه که سرور جوانان اهل بهشت را کشتند، غم بر دل انسان تا ابد لانه کرد.
——
عاشورا، منشوری است که با براده های آفتاب حسین(علیه السلام) ، عالم را سیراب می کند.
——
ظهر عاشورا، میعادگاه ملاقات خداوند با سالار شهیدان(علیه السلام) است.
——
روز عاشورا، وداع پرسوز و گدازترین خواهر، با عزیزترین برادر تاریخ است.
——
عاشورا، یادآور مردان غیوری است که امر به معروف و نهی از منکر را ارج نهادند.
——
مهم‌ترین درسی که عاشورا به جوانان می‌آموزد، پایداری است؛ پایداری در برابر ستم طاغوت‌ها.
——
عاشورا تا اربعین، یادآور چهل روز خون بارش آسمان، از داغ مصیبت حسین(علیه السلام) است.
——
نهضت عاشورا، پایه‌گذار تمامی نهضت‌های بر حق روزگاران است.
——
عاشورا، یادآور این شعار زیباست: خون بر شمشیر پیروز است.
——
عاشورا، صحنه پیکار تمامی ایمان در برابر تمامی کفر است.
——
عاشورا، یادآور جوان مردانی است که تاریخ سال‌ها بعد این جوانان را در دفاع مقدس دوباره به چشم دید.
——
روز عاشورا، روز به بار نشستن «خون» در سوگ پرپر شدن گل های محمدی است.
——
روز عاشورا، روز استقامت در دین، به بلندای «صراط مستقیم» است.
——
روز عاشورا، روز تماشای چگونه مردن برای آموختن چگونه زیستن است.
——
روز عاشورا، روز مُحرِم شدن در حرم مُحرَّم است!
——
روز عاشورا، روز عاشورایی شدن حق جویان و حق طلبان است.
——
روز عاشورا، روز انجام بزرگترین مسئولیت «آدم» در دشوارترین شرایط است.
——
روز عاشورا، روز دادن آنچه هست برای ایجاد آنچه باید باشد.
——
روز عاشورا، روز پایداری و وفاداری در عصر غروب دین در روزگار بی تفاوتی-هاست!
——
روز عاشورا، روز متفرق شدن دنیاطلبان و زرخواهان از محضر رهبر است.
——
روز عاشورا، روز یادگیری رسم دین‌داری و آیین وفاداری است.
——
روز عاشورا، روز هجرت آگاهانه و جانبازی عاشقانه در راه دوست است.
——
روز عاشورا، روز انتخاب شهادت در عصر زندگی حاکمان جور است.
——
بی حسین بن علی احساس پیری می کنم / نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم

گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟ / گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم
——
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است
——
سلام من به محرم, محرم گل زهرا

به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا …
——
خنده کنان می رود روز جزا در بهشت

هر که به دنیا کند گریه برای حسین …
——
محرم شد از غم نگاهم گرفت / به سوزانترین اشک، آهم گرفت

شکست در گلو بغض سوزان من و / عطر حسین روح و جانم گرفت …

السّلام علیک یا ابا عبد الله …
——
دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست

بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست …

عرض تسلیت و تعزیت بمناسبت آغاز ایام عزای حسینی
——
عشق یعنی آتش افروخته / عشق یعنی خیمه های سوخته

عشق یعنی حاجی بیت الحرام / دل بریدن ها وحج ناتمام

عشق یعنی غربت نور دوعین / عشق یعنی گریه برقبر حسین

عشق را گویم فقط در یک کلام / یا اباالفضل وحسین و والسلام
——
کربلا نشان داد که با شکیب در عطشی کوتاه، میتوان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد …
——
حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد.
——
با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی ازآب کنید

خواهید که سر بلندو جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

(التماس دعا)
——
دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟ / چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ / بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟ / شرمنده زلعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدا هم عزادار حسین است …
——
عجیب حکایتی است! “عزیز” ترین ها – حسین(ع) و یوسف(ع) -

از “گودال” و “چاه” به آسمان عزت رسیده اند …
——
نام زینب در شئون زندگی گل میکند / در دل عشاق ایجاد تحول میکند

مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست / در مقام ذکر با زینب توسل میکند …
——
قیامت بی حسین غوغا ندارد / شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند / چرا پرونده ات امضاء ندارد …
——
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد …
——
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد / بر دل فاطمه داغ عالم شد

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
——
ای وجودت عشق را معنای حسین / عالمی یک قطره تو دریا حسین
——
پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است

گفتم : که چیست محرم ؟ باناله گفت : ماه عزای اشرف اولادآدم است
——
السلام علیک یااباصالح المهدى (عج) السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده

(یاصاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم
——
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد / دل را حرم و بارگه خون خدا کرد …
——
محرم آمد و ماه عزا شد / مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید / دوباره شور عاشوار به پا شد …
——
ای به دل بسته ، قدری آهسته / کن مدارا با ، زینب خسته …

یا حسین مظلوم …
——
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه ازش می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
——
السلام ای وادی کرببلا / السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن / السلام ای کشته های بی کفن …
——
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم / از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم / در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله …
——
کربلا لبریز عطر یاس شد / نوبت جانبازی عباس شد …
——
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود / دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین / ایام عزا و غصه آغاز شود
——
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند …
——
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم / بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست / دامان حسین اگر نگیرم چه کنم …
——
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است …
——
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است …
——
باز محرم رسید، ماه عزای حسین / سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه / تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین …
——
فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن / دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن
——
با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
——
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
——
هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله / این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا
——
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است .

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ،سر درش عکس علی با ذوالفقار .

ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم .

نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است .

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله ام یاس علی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
——
عالم همه محو گل رخسار حسین است / ذرات جهان درعجب از کار حسین است

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدای تو عزادار حسین است
——
عالم همه قطره و دریاست حسین / خوبان همه بنده و مولاست حسین

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش / از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

——

ای تشنه شهید سر بریده
دل از سر و از پسر بریده
در ظهر عطش مگر چه دیدی؟
کز جان و جهان نظر بریدی
ای آب حیات دین احمد
ای کشتی امت محمد
بگذار که در غمت بمیرم
کز چشم تو خون بها بگیرم
بی سروسامان تو ام یاحسین
دست به دامان توام یا حسین
زهره ی منظومه زهرا حسین
کشته ی افتاده به صحرا حسین
عاقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند

——

خسته از نگاه عالم، گوشه گیر جنگلا
خیلی دوس دارم برم به سرزمین کربلا
اما این همه پرنده چرا طاووس شدم
ای خدا ببین چطور از همه مایوس شدم
آخه چی میشد منم عقاب و شاهین می شدم
می تونستم بپرم به آرزوهای بلند
همه زل زدن به پای زشت من
نمی دونن که چیه سرشت من
نمی دونن که میخام چیکار کنم
دلمو به عشق کی دچار کنم
دوست دارم راهی کربلا بشم
تا منم سری توی سرا بشم
حالا ازکجا برم پای پیاده ای خدا
راهمونشون بده می خوام برم به کربلا

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390 ساعت 6:45 توسط دانشجو |


"خانه دوست کجاست”

  در فلق بود که پرسید سوار


آسمان مکثی کرد.


رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید


و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:


“نرسیده به درخت،


کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است


و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است


می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می‌آرد،


پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی،


دو قدم مانده به گل،


پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی


و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد.


در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:


کودکی می‌بینی


رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور


و از او می‌پرسی


خانه دوست کجاست.”

سهراب

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 14:7 توسط دانشجو |


جهنم از دیدگاه شیمی(طنز)

جواب یک دانشجوی دانشگاه واشینگتن به یک سؤال امتحان شیمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اینترنت پخش شده و دست به دست میگرده خوندنش سرگرم‌کننده است .

پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است یا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟

اکثر دانشجویان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بویل-ماریوت متوسل شده بودند که می‌گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطه ی معکوس دارند.

اما یکی از آنها چنین نوشت:

اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند.
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر.
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان می‌کنیم. بعضی از این ادیان می‌گویند اگر کسی از پیروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جایی که بیشتر از یک مذهب چنین عقیده‌ای را ترویج می‌کند، و هیچکس به بیشتر از یک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیشتر می‌شود. حالا می‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم: طبق قانون بویل-ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد. اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد:

۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.
۲) اگر جهنم سریعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند.

اما راه‌حل نهایی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا یافت که می‌گوید: «مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.

تنها جوابی که نمرهء کامل را دریافت کرد، همین بود!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 20:29 توسط دانشجو |


خفتن به ز عیب جویی

سعدی می گوید یاد دارم که در ایام کودکی اهل عبادت بودم و شب ها بر

می خاستم و نماز می گزاردم و به زهد و تقوی رغبت بسیار داشتم. شبی

در خدمت پدر نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن

گرامی را بر کنار گرفته می خواندم. در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما

هستند خوابیده اند.

پدر را گفتم: از اینان کسی سر بر نمی دارد که نمازی بخواند. خواب غفلت

چنان اینان را برده است که گویی نخفته بلکه مرده اند. پدر گفت: تو نیز اگر

می خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر

خود ببالی.

گلستان سعدی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 21:37 توسط دانشجو |


کاریکلماتور

۱. برای رهایی از مرگ به عزراییل جانم را رشوه خواهم داد!

۲. هزار پا وقتی کفش هایش را درآورد همه حشرات از بوی پایش خفه

شدند!

۳. دریای طوفانی در امواج خود غرق می شود!

۴. مرگ پایان مقدمه ی چند صفحه ی اول از کتاب زندگیست!

۵. برای اینکه بتوانم به خورشید شبیخون بزنم قبل از حمله عینک آفتابی ام

را به چشمانم می زنم!

۶. به رسم یادبود و به خاطر بازیگری در دنیا از زمانه تندیس بلورین مرگ را

هدیه گرفتم!

۷. خبر فوت ثانیه ها از زبان ساعت شنیدنیست!

۸. خواب غفلت نیاز به تعبیر ندارد!

۹. به چهره اش نگاه کردم، دلش از هرچیزی خالی بود به حرفهایش گوش

کردم، دل پری داشت. اسمش نی بود!

۱۰. آنقدر روح لطیفی دارم که دلم برای مرغ های روی آتش کباب می شود!

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ساعت 16:43 توسط دانشجو |


داستان کوتاه

مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟

او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد.

فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد.

__________________
+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390 ساعت 17:16 توسط دانشجو |


شب قدر

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

وقتی روز شمار بندگی را ورق می‏زنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها می‏بینی بعضی از ماه‏ها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایان‏تر است .

رجب، ماه خدا، ماه خالی شدن از غیر خدا، ماهی که ملائکه در زمین به دنبال جمع کردن استغفار مثل من و تو هستند . باید تخلیه شد باید دید روزها را چگونه گذرانده‏ایم . تپش قلبهایمان با کدام طنین موزون می‏نواخت .
آیا با نوای استغفار (استغفرالله و اسئله التوبه) در این میکده دل را گشوشده‏ای؟ ! و آیا . . .
گام‏ها را فراتر می‏نهیم تا به کعبه مقصود رسیم . شعبان از راه می‏رسد . آن هنگام که ظرف بندگی تو از تب هوای نفس اماره خالی شد شعبان با طلوعی سرشار از لبریز از شکوفه‏های محمدی و عطر ال الله از راه می‏رسد و قدم بر خانه دل می‏گذارد . می‏آید تا این منزل بود را به دسته گل‏های از ذکر و معنویت‏بیارآیی . هر چه گام به جلو برمی‏داریم احساس سبکی در ما ایجاد می‏شود .

و دیگر هنگامه جلای دل است . دلی که رجب را وقف پیرایش آن در شعبان را وقف آرایشش کرده‏ایم . مهربانا شکرت که این گونه مرا، اعضاء و جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم را و همه وجودم را میهمان این خوان با کرامتت کرده‏ای، میهمانی که حتی چشم بر هم نهادن آن نیز عبادت است .

آرام آرام دلنشین و سبکبال پاسی را بر بال ملائک می‏گذاریم و دستان رمضان را در آغوش می‏گیریم پای بر شمارش معکوس دل می‏گذاریم و به سوی عشق و مستی در دست .

به میانه ماه خدا نزدیک شده‏ایم . نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد . در قلب زمان اعظم ملائکه آسمان بر زمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بد سرشت است .

لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند . معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می‏گستراند، دلبری می‏کند تا تو را که عاشقی و مجنون، ناز او را بخری .

آمده‏ام به کوی تو گر تو کنی نگاه من

ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من

و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم می‏کند و منشور آینده‏ای مبهم را از دست مولامان حجة بن الحسن (عج) بر می‏گیرد .

خدایا چه می‏شود ما را این شب، پر از رحمت و برکت، اما رسم مجنون شدن را نمی‏داینم، نمی‏دانیم که اگر لیلای عالم کاسه گدایی تو را می‏شکند . تو را دوست دارد و در انتظار یک نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی، خسته بندگی تن شده‏ای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم است‏با زبان اشک بیارازی با زبانی که تحفه قدح بار است، با زبانی که کیمیای جلای دل است . آن محبوبه‏ای که شنزار گونه‏های عاشقان را آبیاری می‏کند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند .

شبنمی که اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی (نیم نگاهی) بر آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می‏شود . آری باید این اشک‏ها را تحفه قدم او کرد .

لطیفا! حال که در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده‏ای و حال که من ناچیز قلب رمضان را که با شستن خون در رگها جاری می‏کند در آغوش خود می‏فشارم . چگونه می‏شود این عاشقی که در دام بلای دوست گرفتار است‏به خود واگذاری؟

چگونه می‏شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . .

چگونه؟ !

ای الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمده‏ام تا قلم عفو بر در دریای گناهانم بکشی که که با دیدگانی پاک به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم .

ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمده‏ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم که مگر سالک راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمده‏ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق ناله‏های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم .

التماس دعا

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 16:34 توسط دانشجو |


فقط برای امروز

1. فقط برای امروز شاد خواهم بود.این عبارت نشان می دهد که سخن آبراهام لینکلن چه قدر درست بود که می گفت: بیشتر مردمان همان قدر خوشبخت هستند که می خواهند. خوشبختی در درون ما است و با دنیای بیرون ارتباط چندانی ندارد.

2. فقط برای امروز سعی خواهم کرد، خودم را با آن چه که هست تطبیق بدهم و سعی نخواهم کرد که همه چیز را با میل و خواست خود سازگار کنم. خانواده ام، شغلم و شانس ام را همان گونه که هستند می پذیرم و خودم را با آنها تطبیق می دهم.

3. فقط برای امروز، از بدنم مراقبت خواهم کرد. آن را تمرین خواهم داد، از آن مراقبت خواهم کرد، آن را تغذیه خواهم کرد، از آن استفاده نا به جا  نخواهم کرد و از آن غفلت نخواهم کرد، تا دستگاه کاملی برای انجام کارهایم باشد.

4. فقط برای امروز، سعی خواهم کرد ذهنم را تقویت کنم. چیز مفیدی خواهم آموخت. ولگرد ذهنی نخواهم بود. چیزی را خواهم خواند که نیازمند تلاش، تفکر و تمرکز باشد.

5. فقط برای امروز، برای تمرین روحم صد تمرین را انجام خواهم داد.ابتدا برای کسی کاری انجام می دهم و نمی گذارم بفهمد که من آن کار را برای او انجام داده ام.

  6. فقط برای امروز، با همه چیز موافق خواهم بود. به بهترین شکل نگاه خواهم کرد، به شیک ترین نحو لباس خواهم پوشید، آرام حرف خواهم زد، مودبانه رفتار خواهم کرد، دیگران را تحسین خواهم کرد، هرگز از کسی انتقاد نخواهم کرد، عیب جویی نخواهم کرد.سعی نخواهم کرد رفتار کسی را درست کنم و سعی در بهبود آن نخواهم داشت.

7. فقط برای امروز، سعی خواهم کرد، تنها برای امروز زندگی کنم، نه این که همه مشکلات زندگی را به یک باره حل کنم. می توانم برای 12 ساعت کارهایی را انجام دهم که اگر قرار بود آن ها را برای همه عمرم انجام دهم مرا می ترساندند.

8. فقط برای امروز، برنامه ای خواهم داشت. برای هر ساعت از روزم برنامه خواهم داشت. ممکن است نتوانم دقیقاً از آن پیروی کنم. ولی، به هرحال برنامه خواهم داشت. آن دو مزاحم را از بین خواهم برد: عجله و تردید.

9. فقط برای امروز، نیم ساعت با خودم خلوت کرده و استراحت خواهم کرد. بعضی وقت ها در این نیم ساعت به خدا فکر خواهم کرد که به زندگی بیشتر امیدوار و خوش بین باشم.

10. فقط برای امروز، نخواهم ترسید، به خصوص از خوش حال بودن نخواهم ترسید، از لذت بردن از آن چه که زیباست، از عشق ورزیدن و از باور داشتن به اینکه آن هایی که من دوست شان دارم، مرا دوست می دارند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ساعت 12:32 توسط دانشجو |


یادم باشد که......

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی

های بزرگ باشند

 

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که

می خواهم باشند

 

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود

آشتی دهد

 

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390 ساعت 18:7 توسط دانشجو |